با خواندن یادداشت نیک آهنگ کوثر درباره محسن کدیور زخم های کهنه تفکرات من دوباره سرباز کرده اند
خیلی با خودم کلنجار رفتم که چیزی بنویسم و یا ننویسم که ناگهان به مصاحبه بی بی سی با محسن کدیور برخوردم و درنگ را جایز ندیدم
اگرچه نیک آهنگ در یادداشت خود به زبان ساده همه چیز را گفت و خیلی ها در ماه های اخیر درباره آنچه بر سر انقلاب 57 آمد و آنچه برخی سعی می کنند بر سر این جنبش مردمی بیاورند نوشته اند و خواهند نوشت اما من هم سعی می کنم به نوبه خود افکار خود را بیان کنم. منی که نه روشن فکرم و نه روشن فکر دینی و چیزی و کسی از این دسته
بقول نیک آهنگ حرف های آخوند هرچقدر هم گوش نواز باشند در جایی بوی آخوند بازی می دهند. نظریه اصلاح اسلام نظریه ایست که از اول تا آخر مشکل دارد و امیدوارم در میان هموطنان و مبارزان این جنبش طرفداران حداقلی داشته باشد
بیایید ببینیم اصولا ما چه نیازی با اصلاح اسلام داریم ؟
این اسلام سال هاست که در ایران وجود داشته و شاید هزاران سال دیگر هم به زندگی خود ادامه دهد . ما اصولا مشکلی با اسلام نداریم تا زمانی که اسلام به مسجد و قرآن روی طاقچه و عبادت مومنان ختم شود. همانوطر که با مسیحیت و دین و یهود و بهاییت کاری نداریم. در کشوری که در آن یک حکومت سکولار وجود داشته باشد نیازی به اصلاح اسلام نیست
مشکل آنجایی آغاز می وشد که این اسلام ( و یا هر دین دیگری ) بخواهد حکومت کند . در این صورت دین چه از نوع سنتی و اصلاح شده آن مضر است
پس خودمان را با شعار هایی نظیر اسلام استبدادی بد است اسلام سنتی خوب است و ما با اسلام استبدادی در ستیزیم و این گونی پریشان گویی ها مشغول نکنیم . آخوند در استدلال خود دچار پریشان گویی های زیادی میشود که نسل جوانی که برای آزدی قیام کرده با نگاهی ساده به آنها پی میبرد
در همین جا یک پرانتز باز می کنم. آخوند هم بمانند سیاست مداران به دنبال منافع خود است و برای نان خوردن به فریب و دروغ نیز متوسل می شود. نباید به آخوند خرده گرفت. این ما هستیم که نباید اجازه دهیم این حرف ها ما را گمراه کند . آنجایی که خمینی گفت ما آّ و برق و اتوبوس را مجانی می کنیم یک نفر از قشر تحصیل کرده نگفت : آخر پدرجان پس دولت از کجا پول برای اداره کشور بیاورد ؟؟
مشکل همین جاست. فال گیران و شعبده بازان و کشیش ها و خاخام ها و آخوند ها همیشه هستند و خواهند بود. آنها حتی میتوانند شکل و شمایل خود را تغییر دهند اما روش آنها بهرحال دروغ و فریب خواهد بود. پس هوشیار باشیم
برگردیم به کدیور. مصاحبه آقای کدیور با بی بی سی سرتاسر تناقض است و مو به مو نقد آن با توجه به اشکالات زیادش وقت زیادی می برد. من فقط به یک گزینه بسنده می کنم
کدیور می گوید
من فکر می کنم آنچه معارف دینی در زمان ما از آن رنج می برد آن است که نتوانسته است خود را به روز کند. من به دنبال این هستم که اسلام ما بتواند پاسخگوی مسایل زمانه خودش باشد و به جای اینکه در زمان علامه مجلسی ۵۰۰ سال پیش نفس بکشیم در زمانه خود نفس بکشیم، فرزند زمان خود باشیم و نبض تفکر جامعه را به شکل رقابتی و آزادانه در دست داشته باشیم
اسلام که پاسخگوی مسائل زمانه خود باشد ؟
آیا این به این معنی نیست که ما باید در قرآن محمد دست ببریم ؟ قرآن را اصلاح کنیم ؟ اگر از دومیلون حدیث بگذریم اسلام در قرآن خلاصه میشود . مگر قرآن خدا هم غلط می شود که بخواهیم آن را اصلاح کنیم ؟
مگر دین جایی غیر از اطاق خواب و مسجد و قلب های مردم دارد ؟ اگر قبول کنیم که دین یک مسئله شخصی است و به خانه من و شما و مسجد ختم می شود دیگر نیازی به اصلاح آن نیست !اما اگر تجدد گرایی دینی به معنای آپ تو دیت کردن آن برای خارج شدن از محیط سنتی است من و خیلی ها با این تلاش تجدد گرایی مخالفیم چون می دانیم که این تلاش هدفی جز تلاش برای دوباره به قدرت رساندن آن ندارند
این همان جاییست که امثال من احساس خطر می کنیم. ما خوب میداینم که اسلام در میان بسیاری از هموطنان قابل احترام است اما این را هم بیقین می دانیم که دیگر تشیع سنی دیگر مانند سی و یک سال پیش 98 درصد مذهب رسمی کشور را در اختیار ندارد
اسلام و اسلام ستیزی و بطور کل دین ستیزی به نوعی مد در میان جوانان بدل شده است
در چنین جامعه ای آن حکومتی بنام جمهوری اسلامی که امثال کدیور در پی آن هستند توهینی است به آن اقلیتی که مسلمان نیستند و در قدم اول نام این حکومت اول مشکل بزرگ در راه شکل گیری یک حکومت سکولار دموکراتیک است
حتی بازگشت به اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی هم نوعی خودفریبیست. اصل ولایت فقیه تنها مشکل قانون اساسی جمهوری اسلامی نیست. دسته بندی های مذهبی و فاشیسم مذهبی در کنار قانون مجازات های اسلامی از دیگر مشکلات بزرگ آن هستند و این مشکلات را پایانی نیست
تمامی این حرف ها را زدم تا بگویم آخوند سنتی در راس قدرت هیچ فرقی با آخوند مدرن ندارد. پس دلمان را به روشن فکران دینی خوش نکنیم که آنها امتحان خود را سال هاست که پس داده اند
پس استقلال .. آزادی.. جمهوری سکولار ایرانی
.
خیلی با خودم کلنجار رفتم که چیزی بنویسم و یا ننویسم که ناگهان به مصاحبه بی بی سی با محسن کدیور برخوردم و درنگ را جایز ندیدم
اگرچه نیک آهنگ در یادداشت خود به زبان ساده همه چیز را گفت و خیلی ها در ماه های اخیر درباره آنچه بر سر انقلاب 57 آمد و آنچه برخی سعی می کنند بر سر این جنبش مردمی بیاورند نوشته اند و خواهند نوشت اما من هم سعی می کنم به نوبه خود افکار خود را بیان کنم. منی که نه روشن فکرم و نه روشن فکر دینی و چیزی و کسی از این دسته
بقول نیک آهنگ حرف های آخوند هرچقدر هم گوش نواز باشند در جایی بوی آخوند بازی می دهند. نظریه اصلاح اسلام نظریه ایست که از اول تا آخر مشکل دارد و امیدوارم در میان هموطنان و مبارزان این جنبش طرفداران حداقلی داشته باشد
بیایید ببینیم اصولا ما چه نیازی با اصلاح اسلام داریم ؟
این اسلام سال هاست که در ایران وجود داشته و شاید هزاران سال دیگر هم به زندگی خود ادامه دهد . ما اصولا مشکلی با اسلام نداریم تا زمانی که اسلام به مسجد و قرآن روی طاقچه و عبادت مومنان ختم شود. همانوطر که با مسیحیت و دین و یهود و بهاییت کاری نداریم. در کشوری که در آن یک حکومت سکولار وجود داشته باشد نیازی به اصلاح اسلام نیست
مشکل آنجایی آغاز می وشد که این اسلام ( و یا هر دین دیگری ) بخواهد حکومت کند . در این صورت دین چه از نوع سنتی و اصلاح شده آن مضر است
پس خودمان را با شعار هایی نظیر اسلام استبدادی بد است اسلام سنتی خوب است و ما با اسلام استبدادی در ستیزیم و این گونی پریشان گویی ها مشغول نکنیم . آخوند در استدلال خود دچار پریشان گویی های زیادی میشود که نسل جوانی که برای آزدی قیام کرده با نگاهی ساده به آنها پی میبرد
در همین جا یک پرانتز باز می کنم. آخوند هم بمانند سیاست مداران به دنبال منافع خود است و برای نان خوردن به فریب و دروغ نیز متوسل می شود. نباید به آخوند خرده گرفت. این ما هستیم که نباید اجازه دهیم این حرف ها ما را گمراه کند . آنجایی که خمینی گفت ما آّ و برق و اتوبوس را مجانی می کنیم یک نفر از قشر تحصیل کرده نگفت : آخر پدرجان پس دولت از کجا پول برای اداره کشور بیاورد ؟؟
مشکل همین جاست. فال گیران و شعبده بازان و کشیش ها و خاخام ها و آخوند ها همیشه هستند و خواهند بود. آنها حتی میتوانند شکل و شمایل خود را تغییر دهند اما روش آنها بهرحال دروغ و فریب خواهد بود. پس هوشیار باشیم
برگردیم به کدیور. مصاحبه آقای کدیور با بی بی سی سرتاسر تناقض است و مو به مو نقد آن با توجه به اشکالات زیادش وقت زیادی می برد. من فقط به یک گزینه بسنده می کنم
کدیور می گوید
من فکر می کنم آنچه معارف دینی در زمان ما از آن رنج می برد آن است که نتوانسته است خود را به روز کند. من به دنبال این هستم که اسلام ما بتواند پاسخگوی مسایل زمانه خودش باشد و به جای اینکه در زمان علامه مجلسی ۵۰۰ سال پیش نفس بکشیم در زمانه خود نفس بکشیم، فرزند زمان خود باشیم و نبض تفکر جامعه را به شکل رقابتی و آزادانه در دست داشته باشیم
اسلام که پاسخگوی مسائل زمانه خود باشد ؟
آیا این به این معنی نیست که ما باید در قرآن محمد دست ببریم ؟ قرآن را اصلاح کنیم ؟ اگر از دومیلون حدیث بگذریم اسلام در قرآن خلاصه میشود . مگر قرآن خدا هم غلط می شود که بخواهیم آن را اصلاح کنیم ؟
مگر دین جایی غیر از اطاق خواب و مسجد و قلب های مردم دارد ؟ اگر قبول کنیم که دین یک مسئله شخصی است و به خانه من و شما و مسجد ختم می شود دیگر نیازی به اصلاح آن نیست !اما اگر تجدد گرایی دینی به معنای آپ تو دیت کردن آن برای خارج شدن از محیط سنتی است من و خیلی ها با این تلاش تجدد گرایی مخالفیم چون می دانیم که این تلاش هدفی جز تلاش برای دوباره به قدرت رساندن آن ندارند
این همان جاییست که امثال من احساس خطر می کنیم. ما خوب میداینم که اسلام در میان بسیاری از هموطنان قابل احترام است اما این را هم بیقین می دانیم که دیگر تشیع سنی دیگر مانند سی و یک سال پیش 98 درصد مذهب رسمی کشور را در اختیار ندارد
اسلام و اسلام ستیزی و بطور کل دین ستیزی به نوعی مد در میان جوانان بدل شده است
در چنین جامعه ای آن حکومتی بنام جمهوری اسلامی که امثال کدیور در پی آن هستند توهینی است به آن اقلیتی که مسلمان نیستند و در قدم اول نام این حکومت اول مشکل بزرگ در راه شکل گیری یک حکومت سکولار دموکراتیک است
حتی بازگشت به اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی هم نوعی خودفریبیست. اصل ولایت فقیه تنها مشکل قانون اساسی جمهوری اسلامی نیست. دسته بندی های مذهبی و فاشیسم مذهبی در کنار قانون مجازات های اسلامی از دیگر مشکلات بزرگ آن هستند و این مشکلات را پایانی نیست
تمامی این حرف ها را زدم تا بگویم آخوند سنتی در راس قدرت هیچ فرقی با آخوند مدرن ندارد. پس دلمان را به روشن فکران دینی خوش نکنیم که آنها امتحان خود را سال هاست که پس داده اند
پس استقلال .. آزادی.. جمهوری سکولار ایرانی
.
0 comments:
Post a Comment