بر خلاف خیلی از هموطنان که گویی خوش بین بدنیا آمده اند بنده کم کم دارم به پیروزی این جنبش که شاید حداقل دونسل بعد از انقلاب در انتظار آن بودند شک می کنم
رویارویی حکومت با مردم وارد یک مرحله فرسایشی شده است که من با این وضع و حال موجود شک داریم پیروز آن مردم باشند .زیر تنور سرد شده و ما هنوز نان را نچسبانده ایم . سرنوشت ایران میرود تا به سرنوشت کشور هایی چون سودان و کره شمالی بدل شود
این جا و آن جا می خوانیم که میرحسین موسوی و یارانش در حال نقشه کشیدن برای حرکت های بعدی هستند
با پوزش از همه آن کسانی که به میرحسین موسوی به عنوان منجی دل بسته اند من دقیقا بر عکس فکر می کنیم. از نظر من اصلاح طلبان به آخر خط رسیده اند . میرحسین موسوی هرچقدر هم دانا و آگاه باشد در تار عنکبوت جمهوری اسلامی گرفتار است . مهدی کروبی با همه شجاعتش در کشوری افشاگری می کند که سه قوه مجریه و مقننه و قضاییه در مشت رهبر قرار دارند و پیش هیچ کدام از اینان به داد مردم رسیدگی نمی شود . گویی در طول چهارسال ریاست جمهوری احمدی نژاد تمام افراد مخالف فیلتر شده باشند
برای پیروزی در مبارزات سیاسی به یک تیم کارکشته نیاز است . تیمی که موسوی با دستگیری اعضای تیم خود از آن برخوردار نیست . وضع مشابهی در مورد مهدی کروبی صدق می کند . در بیست و پنج خرداد پیروزی در مشت مردم ببود اما ضعف رهبری باعث شد حرکت مردم کند و رفته رفته خاموش شود
هرچند این حرکت دست حکومت را برای مردم رو کرد و به تعبیری آبروی نظام را برد اما از طرفی دیگر با رو شدن دست جنایت کاران .. اینها که دیگر خط قرمزی ندارند با دریدگی بیشتر به کشتار وآزار و جنایت و چپاول می پردازند
اصلاح طلبان به اصلاح در چهارچوب نظام اعتقاد داشتند و شاید عده ای وانمود می کردند که دارند در حالی کهررژیم ولایت فقیه یک نظام نیست
رژیم مجموعه ایست از نیروهای مستقل آمیخته در هم . نیروهایی که از دور و نزدیک طرف مقابل را زیر نظر دارند و کنترل می کنند
و بهمین دلیل است که در جمهوری اسلامی پیاده کردن تئوری انقلاب مخملین امکان پذیر نیست چرا که ابتکار عمل فقط در دست عده ای خاص نیست که با تعویض آنها سیستم تغییر کند بلکه هرکدام از این نیروها در مقابل فشارهای گوناگون به عنوان فیلتر رفتار می کنند و منافع نظام را که درواقع پوشش و توجیحی برای رفتارشان است حفظ می کنند
شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام از چنین ارگان هایی هستند که فیلتر مانند امکان هرنوع تغییر را در داخل حکومت میگیرند. پس تغییر سیاسی از خارج ناممکن است مگر آنکه بدلایلی جناح های تندرویی که قدرت در دست آن هاست بجان هم بیفتند
متاسفانه انقلاب اسلامی موجوداتی را پرورش داد که از شرف و غرور و معنویت چیزی نمی دانند و برای یک مشت پول خون حاظرند با هر کس و ناکسی کنار بیاییند تا وقتی که بقای خودشام تضمین باشد
این عناصر هستند که کار مبارزه با نظام را دشوار می کنند . عناصری خود فروخته . بی هویت و دست پرورده توحش . آن هایی که خوب و بدو زن و مرد و پیر و جوان و حلال و حرام را از یکدیگر تشخیص نمی دهند. تضاد را نمی شناسند چون ایشان خود مظهر تضاد هستند
در کشوری که قانون بر حسب قاضی و تشخیص او تغییر می کند براستی دادگاه و دادسرا.. آنجا که میام فقیر و دارا فرقی نیست کجاست ؟ در کشوری که زنان را بجرم جمع امضا میگیرند و به پسران و دختران به بهانه فریاد زدن و نام خدا را بر زبان آوردن تجاوز می کنند در چهار چوب کدام قانون میخواهیم مبارزه مدنی کنیم ؟
در شکوری که به خانه ات میریزند و مدارک جرم خود را با خود میبرند و پاک سازی میکنند و همین ها با در دست داشتن مدارک جنایتهاشان بتو زبان درازی می کنند در چهار چوب کدام قانون باید عمل کرد ؟
چرا ما همیشه کار امروز را بفردا موکول می کنیم ؟ اعتصاب مگر اینهمه وحشت دارد ؟ کارساز ترین و کم هزینه ترین راه مبارزه اعتصاب است . بس کنید از قانون قانون کردن که اینجا جنگل و قلمرو جیوانات ریش دار و حیوانات تا دندان مسلح است . اینها نمایندگان خدا هستند بر زمین . ما بردگانی که خدا آفرید تا در خدمت نایب امام باشیم
سالهاست در رکود هستیم. ترک عادت موجب مرض است.. مرض برای جماعت بیمار عادت می شود. وای بر ما اگر آن روز برسد
رویارویی حکومت با مردم وارد یک مرحله فرسایشی شده است که من با این وضع و حال موجود شک داریم پیروز آن مردم باشند .زیر تنور سرد شده و ما هنوز نان را نچسبانده ایم . سرنوشت ایران میرود تا به سرنوشت کشور هایی چون سودان و کره شمالی بدل شود
این جا و آن جا می خوانیم که میرحسین موسوی و یارانش در حال نقشه کشیدن برای حرکت های بعدی هستند
با پوزش از همه آن کسانی که به میرحسین موسوی به عنوان منجی دل بسته اند من دقیقا بر عکس فکر می کنیم. از نظر من اصلاح طلبان به آخر خط رسیده اند . میرحسین موسوی هرچقدر هم دانا و آگاه باشد در تار عنکبوت جمهوری اسلامی گرفتار است . مهدی کروبی با همه شجاعتش در کشوری افشاگری می کند که سه قوه مجریه و مقننه و قضاییه در مشت رهبر قرار دارند و پیش هیچ کدام از اینان به داد مردم رسیدگی نمی شود . گویی در طول چهارسال ریاست جمهوری احمدی نژاد تمام افراد مخالف فیلتر شده باشند
برای پیروزی در مبارزات سیاسی به یک تیم کارکشته نیاز است . تیمی که موسوی با دستگیری اعضای تیم خود از آن برخوردار نیست . وضع مشابهی در مورد مهدی کروبی صدق می کند . در بیست و پنج خرداد پیروزی در مشت مردم ببود اما ضعف رهبری باعث شد حرکت مردم کند و رفته رفته خاموش شود
هرچند این حرکت دست حکومت را برای مردم رو کرد و به تعبیری آبروی نظام را برد اما از طرفی دیگر با رو شدن دست جنایت کاران .. اینها که دیگر خط قرمزی ندارند با دریدگی بیشتر به کشتار وآزار و جنایت و چپاول می پردازند
اصلاح طلبان به اصلاح در چهارچوب نظام اعتقاد داشتند و شاید عده ای وانمود می کردند که دارند در حالی کهررژیم ولایت فقیه یک نظام نیست
رژیم مجموعه ایست از نیروهای مستقل آمیخته در هم . نیروهایی که از دور و نزدیک طرف مقابل را زیر نظر دارند و کنترل می کنند
و بهمین دلیل است که در جمهوری اسلامی پیاده کردن تئوری انقلاب مخملین امکان پذیر نیست چرا که ابتکار عمل فقط در دست عده ای خاص نیست که با تعویض آنها سیستم تغییر کند بلکه هرکدام از این نیروها در مقابل فشارهای گوناگون به عنوان فیلتر رفتار می کنند و منافع نظام را که درواقع پوشش و توجیحی برای رفتارشان است حفظ می کنند
شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام از چنین ارگان هایی هستند که فیلتر مانند امکان هرنوع تغییر را در داخل حکومت میگیرند. پس تغییر سیاسی از خارج ناممکن است مگر آنکه بدلایلی جناح های تندرویی که قدرت در دست آن هاست بجان هم بیفتند
متاسفانه انقلاب اسلامی موجوداتی را پرورش داد که از شرف و غرور و معنویت چیزی نمی دانند و برای یک مشت پول خون حاظرند با هر کس و ناکسی کنار بیاییند تا وقتی که بقای خودشام تضمین باشد
این عناصر هستند که کار مبارزه با نظام را دشوار می کنند . عناصری خود فروخته . بی هویت و دست پرورده توحش . آن هایی که خوب و بدو زن و مرد و پیر و جوان و حلال و حرام را از یکدیگر تشخیص نمی دهند. تضاد را نمی شناسند چون ایشان خود مظهر تضاد هستند
در کشوری که قانون بر حسب قاضی و تشخیص او تغییر می کند براستی دادگاه و دادسرا.. آنجا که میام فقیر و دارا فرقی نیست کجاست ؟ در کشوری که زنان را بجرم جمع امضا میگیرند و به پسران و دختران به بهانه فریاد زدن و نام خدا را بر زبان آوردن تجاوز می کنند در چهار چوب کدام قانون میخواهیم مبارزه مدنی کنیم ؟
در شکوری که به خانه ات میریزند و مدارک جرم خود را با خود میبرند و پاک سازی میکنند و همین ها با در دست داشتن مدارک جنایتهاشان بتو زبان درازی می کنند در چهار چوب کدام قانون باید عمل کرد ؟
چرا ما همیشه کار امروز را بفردا موکول می کنیم ؟ اعتصاب مگر اینهمه وحشت دارد ؟ کارساز ترین و کم هزینه ترین راه مبارزه اعتصاب است . بس کنید از قانون قانون کردن که اینجا جنگل و قلمرو جیوانات ریش دار و حیوانات تا دندان مسلح است . اینها نمایندگان خدا هستند بر زمین . ما بردگانی که خدا آفرید تا در خدمت نایب امام باشیم
سالهاست در رکود هستیم. ترک عادت موجب مرض است.. مرض برای جماعت بیمار عادت می شود. وای بر ما اگر آن روز برسد