START Green Copyright (Right) --> روزگار غریبیست نازنین: 03/29/10

29.3.10

اسلام سبز





اگر یادم باشد با این واژه برای اولین بار در سایت موج سبز آزادی برخورد داشتم . به عنوان یکی از طرفداران سرسخت دین از حکومت ( دولت ) از هرگونی اسلام گرایی و کلا دین گرایی در سیاست مخالفم هرچند می دانم جدایی دین از سیاست ممکن نیست . همینجا یک پرانتز باز می کنم : آری

یادمان نرود که ترجمه سکولاریسم نه جدایی دین از سیاست بلکه جدایی دین از دولت است . بزرگترین حافظ سکولاریسم دولتی و دولت های لائیک همان قانون اسلاسی سکولار است . دین
همیشه اسباب بازی سیاست مداران بوده و هست و گمان نمی کنم دولت های لائیک هم از بازی با آن ترسی داشته 
باشند
 
بحرحال باز می گردیم به اسلام سبز. اگر اشتباه نکنم زیر نوشته اسلام سبز عکسی بود که در آن اسلام گرایان سبز بتصویر کشیده شده بودند . از آیت الله خمینی گرفته تا آیت الله منتظری و محسن کدیور و عبدالکریم سروش و غیره
در آنزمان این نوشته من را بسیار آزار داد . از یک طرف چون از برچسب اسلامی زدن بر جنبش سبز ناراضی بودم و از طرف دیگر بازهم نقض سکولاریسم را در چنین نماد هایی میدیدم . اسلام سبز دقیقا بمانند واژه سرارسر پر از ایراد ملت مسلمان ایران است . این خود بخود بمعنای کنار گذاشتن سایر مذاهب و ادیان رایج میان هموطنان ماست
بحرحال به عنوان کسی که در سیاست از مکتب ماکیاولی که همانا بکار گرفتن تمام وسائل برای رسیدن به هدف باشد این اسلام سبز را بمانند اسلحه ای بر ضد اسلام حکومتی می دیدم و آنزمان از کسای که مدام به این اسلام سبز خرده می گرفتم گوشزد می کردم که در مقطع زمانی چنین بحث هایی جایز نیستند
نماد سازی از کسانی مانند آیت الله منتظری و هاشمی رفسنجانی و حتی کسانی مانند موسوی تبریزی و موسوی اردبیلی در آن مقطع زمانی لازم هم بود . ما ها از آغاز این مبارزه می گذرد اما گویی عده ای هنوز هم سعی در قالب کردن اسلام سبز به مردم هستند . طرف صحبت من با آن کسانیست که خود را رسانه و سخنگویی جنبش سبز می دانند
جنبشی که رسما سخنگو و نماینده ای ندارد . رسانه های بظاهر سبز به بلندگویی برای عده ای تبدیل شده که هنوز رویای حکومت اسلامی سکولار را در سر می پرورانند . آن هایی که هنوز هم سعی در پیوند زدن اسلام با این جنبش دارند
این همان اشتباهی است که انقلاب پنجاه و هفت را تبدیل به انقلاب اسلامی کرد . همان اشتباهی که روشن فکران ما سی سال پیش کردند و تفکر مذهبی را بر روشنفکری قالب کردند
رسانه های جنبش سبز به بلندگوهای انتصابی تبدیل شده اند که امکان اظهار نظر را به غیر از عده ای خاص که به نظر بنده حتی صلاحیت اظهار نظر درباره این جنبش را ندارند به کس دیگری نمی دهند
در یک جامعه لاییک هرکس حق این را دارد که هر دینی را که می پسنندد انتخاب کند و با احترام به این اصل من نویسنده به عنوان یکی از مخالفان دین و بخصوص دین اسلام نمی خواهم به اسلام بتازم . به آن اسلاکی که هنوز هم در قلب های بسیاری از هموطنان جایگاه خاصی دارد
اما این تحمل آنجایی پایان می یابد که این اسلام به اسلام سبز تبدیل می شود و صاحب نظران این اسلام امثال سروش و کدیور و بازرگان هستند! همان کسانی که مطالبات حداقلی جنبش سبز را در آن بیانه عجیب و غریب منتشر کردند
اینجا دیگر بحث بر سر بازی سیاسی نیست . هربازی سیاسی که بنفع مردم کشوری باشد از نظر من از آن باکی نیست .. اما بازی که این روشنفکران دینی براه انداخته اند و عده ای بازهم خواسته یا نخواسته آلت دست آن ها شده اند همان بازیست که مردم برای براندازی آن دست به قیام زدند
اگر اصل بر انتصابی بودن بلندگوها . ریشه کن کردن نظرات مخالف و دین بازی بود که دیگر چرا بدنبال سکولاریسم هستیم . احمدی نژاد و مصباح و خامنه ای ها که کم نیستند


روی صحبت من با این رسانه های به اصطلاح سبز است.. بس کنید

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Delicious :: Digg :: Stumbleupon :: Furl :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed