START Green Copyright (Right) --> روزگار غریبیست نازنین: 08/18/09

18.8.09

در خدمت و خیانت روشن فکران

شاید تا پیش از بیست و دو خرداد روشن فکران ایرانی طبقه ای جدا از عموم ملت بحساب می آمدند و حرف هاشان کمی تازگی داشت . روشن فکران مانند پیام آورانی بودند که سعی در راه نمایی ملت برای عبور از اقیانوس تاریک جهل داشتند و بسیاری از این روشن فکران به حق کارهایی انجام دادند که باعث تغییر اندیشه بسیاری از ملت ایران بخصوص جوانان ایران شد
اما این طبقه بندی روشن گر و روشن فکر بعد از انتخابات خرداد ناگهان تغییر کرد چون مردم در راه مبارزه برای آزادی خواهی و دموکراسی از روشن فکران پیشی گرفتند و این در نوع خود در میان چنین جنبش هایی در طول تاریخ اگر بینظیر نباشد کم نظیر است
این دقیقا همان لحظه ای بود که ناگهان احساس شد تفکر روشن فکران کمی از تفکر ملت فاصله گرفته است و روشن فکران ما هنوز هم با ملت مانند ملتی کور و کر رفتار می کنند و هنوز هم از آسمان بزمین نیامده با ملت همراه نشده اند . روشنفکران ما ناگهان در مقابل ملتی قرار گرفتند که یک صدا فریاد یا حسین میرحسین می زدند و از کروبی حمایت می کردند . این رفتار ملت که در واقع در این دو چهره سیاسی بهانه و وسیله ای برای مبارزه می دیدند روشن فکران ما را تا اندازه ای دستپاچه کرد . بسیاری از روشن فکران و یا روشن فکر نمایانی که انتخابات را تحریم کرده بودند ناگهان خود را با ملتی مواجه می دیدند که خود پرچم مبارزه بدست گرفته و بدون پیچاندن حرف ها و راه های میان بر فریاد می زند که رائمان را دزدیده اند و ما رهبر دیکتاتور نمی خواهیم . مردمی که با حظورشان اینبار حکومت اسلامی را هم غافل گیر کردند . حکومتی که رای ملت را دزدید اکنون راه فریب دگر باره مردم را بر وخود بسته می بیند مردم از خط قرمز نظام رد شدند و چشم در چشم نظام قرار گرفتند. در این گیر و دار گویی این روشن فکران خود را از ملت جدا کرده و به راه های فرعی زدند . کل مشکل را رها کردند و به جزعیات پرداختند . هنوز هم دست از این کار بر نمی دارند . این ها ( البته نه همه ) سی سال است یک چیز را تکرار می کنند . نوعی تعصب در افکارشان خانه کرده که به این سادگی حجرت نخواهد کرد چون اینان چیز دیگری برای گفتن ندارند . حرکت مردمی که خود نمونه ای از بیداری و هوشیاری و روشن فکری هستند اینان را از جایگاه خود بزیر کشیده . اینان بجای اینکه در کنار مردم قرار بگیرند باز هم سنگ فلان کس را بسینه می زنند و به آین رنگ و این شعار و آن شعار بند می کنند . این روشنفکران حرف دل ملت را نمی زنند و هنوز هم در نظریه پردازیهاشان گم شده اند . این ها آنچنان گم شده اند که نمی بینند که چاره ای جز همراهی با ملت ندارند . تمام نیروشان را برای مبارزه لفظی و جنگ و جدل مقاله ای جمع کرده اند . اینان روشن فکری را در انتقاد و انکار می بینند و نه در تصحیح و بازنگری . تیشه به ریشه زدن کار اینان شده و دید درستی ندارند . اکثر اینان کسانی هستند که از دور نشسته و فریاد لنگش کن سر داده اند . متاسفانه اینان به دسته و گروه سیاسی خاصی وابسته نیستند و این بیماری روشن فکرانه در میان همه دیده می شود . گاهی به فلان شخص می تازند و گاهی بشخص دیگری. مهم هم نیست چه کسی باشد اصل انتقاد است و بس . اینان که حتی یک قدم در خیابان های تهران و شیراز و کرمانشاه و ارومیه و تبریز و قزوین و اهواز و رشت در آن فضای رعب و وحشت بر نداشته اند حماسه های این مردم را به تمسخر می گیرند و هنوز هم به رای مردم احترام نمی گذارند . اینان هنوز هم فکر می کنند از بدنه ملت جدا هستند اما اشتباه می کنند. اینان در کتاب تاریخی زندگی می کنند که صفحه آخرش بیست و دو خرداد است . جایی که بزدل به قهرمان تبدیل شد . جایی که مردم بخواست خود از یک هیچ کس قهرمان ساختند . این مردم دیگر نیازی به راهنمایی ندارند لبلکه نیاز به رهبری دارند و رهبری نیاز به همفکری و همبستگی دارد . اصلی که متاسفانه روشن فکران و روشن فکر نماهای ما سالهاست که فراموش کرده اند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Delicious :: Digg :: Stumbleupon :: Furl :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed