این نوشته یک نوشته کارشناسی نیست و نویسنده هیچ آگاهی از علم ژنتیک و علومی که به تاریخ قومیت و زبان می پردازند ندارد
این نوشته نگاهیست بسیار ساده به مشکل تجزه طلبی و تجزیه طلبان که این روزها در فضای مجازی اینترنت بسیار داغ است و به نوعی جنگ سایبری میان تجزیه طلبان و مدافعان تمامیت ارضی کشورمان ایران تبدیل شده است
باید توجه داشته باشیم که تجزیه طلبی در قرن بیست و یکم کمتر ارتباطی با بحث های ایدئولوژیکی از قبیل دفاع از فرهنگ و زبان مادری دارد . بحث دیگر اهداف تجزیه طلبان است که باید آن ها را زیر زره بین بدقت بررسی کرد زیرا اگر کسی واقعا کمان می کند که تجزیه طلبان فقط بخاطر مسائل ایدئولوژیک این جنگ روانی را براه انداخته اند سخت در اشتباه است
,(globalization) جنبش های مدنی سال های اخیر کمتر جنبه ایدئولوژیک دارند . با جهانی شدن ارتباطات میان نیازها ی فرامرزی مردم تابوهای فرهنگی و مذهبی را در می نوردد و در نیازهای اقتصادی و سیاسی آن ها خلاصه می شود
نمونه بارز این جنبش ها از انقلاب 57 گرفته تا جنبش سبز هیچ کدام جنبش های ایدئولوژیک نیستند . حتی قیام مردم فلسطین نیز جنبشی ایدئولوژیک نیست . نه فلسطینی ها برای اسلام می جنگند و نه انقلاب 57 که بعد ها انقلاب اسلامی نامگذاری شد بخاطر دفاع از اسلام بود . جنبش سبز نیز ادعای ایدئولوژیک بودن ندارد هرچند بسیاری سعی می کنند با گنجاندن اسلام بدرون آن و اختراع واژه هایی بنام اسلام سبز بار دیگر بر چسب اسلام بر آن بزنند
بحث تجزیه طلبان نیز چنین تفسیری دارد . باید دقت کنیم که حساب تجزیه طلبان از حساب فعالان مدنی که برای حقوق خود اولیه که همان آزادی افکار و بیان و قلم باشد تلاش می کنند کاملا جداست
مثالی ساده تر می زنم. فرض کنیم مرضی به مطب دندان پزشکی مراجع می کند چون دادن درد دارد . در این مطب دو دندان پزشک کار می کنند. هر دو راه حلی برای درد دندان مریض دارند . اولی چاره را در بیرون کشیدن دندان می بیند و دومی سعی می کند با معالجه دندان خراب, دندان های طبیعی بیمار را حفظ کند
تجزیه طلب و فعال مدنی هم به این دو دندان پزشک می مانند . فعال مدنی دندانپزشک و تجزیه طلب دادن کش است ! بدان معنی که برای تجزیه طلب ریشه مشکلات مهم نیستند و وی بر اساس احساسات و محرک های پشت پرده اقدام به انجان کارها و گفتن حرف های می کند که با عوامل پشت پرده آن هیچ آشنایی ندارد . این گونه افراد به همان تروریست های انتحاری می مانند که ندانسته جان خود و بسیاری از مردم بیگناه را می گیرند بی آنکه بدانند که بازیچه دست های قدرتمند و سود جوی پشت پرده شده اند.
همانطور که گفته شد باید اهداف تجزیه طلبان را بدقت زیر زره بین برسی کرد
گفتیم که جنبش های مدنی این روزها اهداف اقتصادی و سیاسی را دنبال می کنند و ریشه ایدئولوژیکی آن ها بسیار سست و تعریف ناشده است . برای مثال در باره تجزیه طلبان آذربایجان باید گفت که این بحث از زمانی داغ شد که اتحاد جماهیر شوروی از هم پاشید و جمهوری آإربایجان شروع به استخراج نفت از دریای خزر کرد . با حمایت آمریکا که از کوچک ترین تلاش برای منزوی ساختن روس ها و پایان دادن به کار شوروی روی گردان نبود جمهوری آذربایجان توانست تحت نظرعلیوف به اوج رونق بازار اقتصادی و آرامش
سیاسی برسد
از آنزمان بود که ندای تجزیه طلبی به گوش رسید . از نظر اقتصادی مسلما پیوستن به آذربایجان معامله کلانیست . پس می بینیم که فلسفه تجزیه طلبی بیش از آنکه برای زبان و فرهنگ باشد بخاطر منافع اقتصادیست . بهانه هایی نظیر ( ترک ها همیشه و در طی قرن ها استسمار شده اند ) بهانه ای بیش نیستند. با نگاهی کوتاه به تاریخ ایران بعد از حمله اعراب می بینیم که بیشتر اقوامی که به ایران حمله و آن را تصرف کردند اقوام ترک زبان بوده اند
تاریخ یک ملت آنگاه شکل میگیرد که مردم یک کشور زیر سقف یک قدرت اقتصادی سیاسی ( دولت یا حکومت ) گرد هم آیند و تاریخ نگارش شود. تاریخ ایران به عنوان یکی از کهن ترین کشور جهان نشان می دهد که ایران قرن هاست که یک ملت دارد .که شامل ترک و کرد و فارس و عرب ترکمن و گیلک و بختیاری هاست
ملت یک واژه سیاسی تعریف شده است پس نمی توان از ملت ترک یا کرد حرف زد آنجایی که ملتی بنام ملت فارس و بلوچ و ترکمن وجود ندارد . در درون مرزهای ایران ملتی بنام ملت ایران وجود دارد که شامل اقوام بسیاریست که در طول تاریخ هر از گاهی بقدرت رسیده اند
علت کشمکش های قومی در میان اقوام ایرانی نه بدلیل شئونیسم بلکه بدلیل سیاست های غلط حاکمان بی کفایت است . محرومیت کردستان و بلوچستان و خوزستان دلیل سیاست های غلط حاکمانی است که گاهی ترک زبان و فارس زبان و اهل طبرستان بوده اند
تنها راه برون رفت از این مشکل یک حکومت سکولار مردمی و فدرالیسم فرهنگیست . تجزیه طلبی راه مشکل نیست . کشود ایران به یک خانه می ماند که نمی توان قسمتی از آن را جدا کرد و دور آن را سیم خاردار کشید
تبریز همان قدر به تهرانی ها تعلق دارد که تهران به تبریزی ها . سنندج همانقدر به ایرانیان کرد تعلق دارد به مردم بلوچستان هم تعلق دارد و بالعکس. با توجه به گلوبال بودن انسان در این قرن یک شخص ممکن است در طول عمر خود صدها بار نقل مکان کند . این
دلیل عدم مالکیت او بر سرزمینی نیست که در آن بدنیا آمده است
هرکس که فارسی حرف می زند لزوما پارسی نیست و در شیراز بدنیا نیامده است . عربی و ترکی سخن گفتا دال بر آذری و یا عرب بودن نیست . اما آنچیز که هرگز تغییر نمی کند.. چه بهایی و مسلمان و یهودی و زرتشتی.. چه فارس زبان و آذری زبان و کرد زبان و ترکن.. همانا ایرانی بودن ماست
بیاییم حد اقل صادق باشیم. دوستانی که ندای جدایی سر می دهند.. آیا واقعا تلاشتان حفظ زبان و آیین و فرهنگ است.. یا به دلار های فلان دولت چشم دوخته اید ؟ آیا درست است حرف از حق و حقوق یک قوم حرف بزنیم وقتی فقط خودمان را میبینیم و دیگران را نادیده میگیریم ؟ شکی نیست که به اقلیت های قومی و مذهبی در طول سال های ظلم شده است اما این ظلم بر تمامی مردم این سرزمین روا شده است . قدرت همزبان و هموطن نمی شناسد . بیاییم از مغلطه دست بکشیم و برای آزادی کشوری تلاش کنیم که در دستان ما آمادگی و ظرفیت آن را دارد که به کشوری قدرتند تبدیل شود. قدرتی که در درجه اول باید صرف منافع ملی شود
این نوشته نگاهیست بسیار ساده به مشکل تجزه طلبی و تجزیه طلبان که این روزها در فضای مجازی اینترنت بسیار داغ است و به نوعی جنگ سایبری میان تجزیه طلبان و مدافعان تمامیت ارضی کشورمان ایران تبدیل شده است
باید توجه داشته باشیم که تجزیه طلبی در قرن بیست و یکم کمتر ارتباطی با بحث های ایدئولوژیکی از قبیل دفاع از فرهنگ و زبان مادری دارد . بحث دیگر اهداف تجزیه طلبان است که باید آن ها را زیر زره بین بدقت بررسی کرد زیرا اگر کسی واقعا کمان می کند که تجزیه طلبان فقط بخاطر مسائل ایدئولوژیک این جنگ روانی را براه انداخته اند سخت در اشتباه است
,(globalization) جنبش های مدنی سال های اخیر کمتر جنبه ایدئولوژیک دارند . با جهانی شدن ارتباطات میان نیازها ی فرامرزی مردم تابوهای فرهنگی و مذهبی را در می نوردد و در نیازهای اقتصادی و سیاسی آن ها خلاصه می شود
نمونه بارز این جنبش ها از انقلاب 57 گرفته تا جنبش سبز هیچ کدام جنبش های ایدئولوژیک نیستند . حتی قیام مردم فلسطین نیز جنبشی ایدئولوژیک نیست . نه فلسطینی ها برای اسلام می جنگند و نه انقلاب 57 که بعد ها انقلاب اسلامی نامگذاری شد بخاطر دفاع از اسلام بود . جنبش سبز نیز ادعای ایدئولوژیک بودن ندارد هرچند بسیاری سعی می کنند با گنجاندن اسلام بدرون آن و اختراع واژه هایی بنام اسلام سبز بار دیگر بر چسب اسلام بر آن بزنند
بحث تجزیه طلبان نیز چنین تفسیری دارد . باید دقت کنیم که حساب تجزیه طلبان از حساب فعالان مدنی که برای حقوق خود اولیه که همان آزادی افکار و بیان و قلم باشد تلاش می کنند کاملا جداست
مثالی ساده تر می زنم. فرض کنیم مرضی به مطب دندان پزشکی مراجع می کند چون دادن درد دارد . در این مطب دو دندان پزشک کار می کنند. هر دو راه حلی برای درد دندان مریض دارند . اولی چاره را در بیرون کشیدن دندان می بیند و دومی سعی می کند با معالجه دندان خراب, دندان های طبیعی بیمار را حفظ کند
تجزیه طلب و فعال مدنی هم به این دو دندان پزشک می مانند . فعال مدنی دندانپزشک و تجزیه طلب دادن کش است ! بدان معنی که برای تجزیه طلب ریشه مشکلات مهم نیستند و وی بر اساس احساسات و محرک های پشت پرده اقدام به انجان کارها و گفتن حرف های می کند که با عوامل پشت پرده آن هیچ آشنایی ندارد . این گونه افراد به همان تروریست های انتحاری می مانند که ندانسته جان خود و بسیاری از مردم بیگناه را می گیرند بی آنکه بدانند که بازیچه دست های قدرتمند و سود جوی پشت پرده شده اند.
همانطور که گفته شد باید اهداف تجزیه طلبان را بدقت زیر زره بین برسی کرد
گفتیم که جنبش های مدنی این روزها اهداف اقتصادی و سیاسی را دنبال می کنند و ریشه ایدئولوژیکی آن ها بسیار سست و تعریف ناشده است . برای مثال در باره تجزیه طلبان آذربایجان باید گفت که این بحث از زمانی داغ شد که اتحاد جماهیر شوروی از هم پاشید و جمهوری آإربایجان شروع به استخراج نفت از دریای خزر کرد . با حمایت آمریکا که از کوچک ترین تلاش برای منزوی ساختن روس ها و پایان دادن به کار شوروی روی گردان نبود جمهوری آذربایجان توانست تحت نظرعلیوف به اوج رونق بازار اقتصادی و آرامش
سیاسی برسد
از آنزمان بود که ندای تجزیه طلبی به گوش رسید . از نظر اقتصادی مسلما پیوستن به آذربایجان معامله کلانیست . پس می بینیم که فلسفه تجزیه طلبی بیش از آنکه برای زبان و فرهنگ باشد بخاطر منافع اقتصادیست . بهانه هایی نظیر ( ترک ها همیشه و در طی قرن ها استسمار شده اند ) بهانه ای بیش نیستند. با نگاهی کوتاه به تاریخ ایران بعد از حمله اعراب می بینیم که بیشتر اقوامی که به ایران حمله و آن را تصرف کردند اقوام ترک زبان بوده اند
تاریخ یک ملت آنگاه شکل میگیرد که مردم یک کشور زیر سقف یک قدرت اقتصادی سیاسی ( دولت یا حکومت ) گرد هم آیند و تاریخ نگارش شود. تاریخ ایران به عنوان یکی از کهن ترین کشور جهان نشان می دهد که ایران قرن هاست که یک ملت دارد .که شامل ترک و کرد و فارس و عرب ترکمن و گیلک و بختیاری هاست
ملت یک واژه سیاسی تعریف شده است پس نمی توان از ملت ترک یا کرد حرف زد آنجایی که ملتی بنام ملت فارس و بلوچ و ترکمن وجود ندارد . در درون مرزهای ایران ملتی بنام ملت ایران وجود دارد که شامل اقوام بسیاریست که در طول تاریخ هر از گاهی بقدرت رسیده اند
علت کشمکش های قومی در میان اقوام ایرانی نه بدلیل شئونیسم بلکه بدلیل سیاست های غلط حاکمان بی کفایت است . محرومیت کردستان و بلوچستان و خوزستان دلیل سیاست های غلط حاکمانی است که گاهی ترک زبان و فارس زبان و اهل طبرستان بوده اند
تنها راه برون رفت از این مشکل یک حکومت سکولار مردمی و فدرالیسم فرهنگیست . تجزیه طلبی راه مشکل نیست . کشود ایران به یک خانه می ماند که نمی توان قسمتی از آن را جدا کرد و دور آن را سیم خاردار کشید
تبریز همان قدر به تهرانی ها تعلق دارد که تهران به تبریزی ها . سنندج همانقدر به ایرانیان کرد تعلق دارد به مردم بلوچستان هم تعلق دارد و بالعکس. با توجه به گلوبال بودن انسان در این قرن یک شخص ممکن است در طول عمر خود صدها بار نقل مکان کند . این
دلیل عدم مالکیت او بر سرزمینی نیست که در آن بدنیا آمده است
هرکس که فارسی حرف می زند لزوما پارسی نیست و در شیراز بدنیا نیامده است . عربی و ترکی سخن گفتا دال بر آذری و یا عرب بودن نیست . اما آنچیز که هرگز تغییر نمی کند.. چه بهایی و مسلمان و یهودی و زرتشتی.. چه فارس زبان و آذری زبان و کرد زبان و ترکن.. همانا ایرانی بودن ماست
بیاییم حد اقل صادق باشیم. دوستانی که ندای جدایی سر می دهند.. آیا واقعا تلاشتان حفظ زبان و آیین و فرهنگ است.. یا به دلار های فلان دولت چشم دوخته اید ؟ آیا درست است حرف از حق و حقوق یک قوم حرف بزنیم وقتی فقط خودمان را میبینیم و دیگران را نادیده میگیریم ؟ شکی نیست که به اقلیت های قومی و مذهبی در طول سال های ظلم شده است اما این ظلم بر تمامی مردم این سرزمین روا شده است . قدرت همزبان و هموطن نمی شناسد . بیاییم از مغلطه دست بکشیم و برای آزادی کشوری تلاش کنیم که در دستان ما آمادگی و ظرفیت آن را دارد که به کشوری قدرتند تبدیل شود. قدرتی که در درجه اول باید صرف منافع ملی شود