
رویای مبارزات و پیروزی بدون خشونت سال هاست که از اندیشه لیبرال زاده شده و طرفداران زیادی پیدا کرده
این روزها بار ا دیده می شود که هموطنان ما هموطنان خود را به دوری از خشونت تشویق می کنند و سعی دارند ندیشه ایده آل لیبرالیسم در مورد پیروزی بی خشونت ترویج دهند. من می دانم که با نوشته خود سرزنش های بسیاری را بجان خواهم خرید اما در دنیای که ما خواهان آن هستین یعنی در دنیای آزادی اندیشه هرکس حق این را دارد که نظر خود را بیان کند هرچند بر دیگران ناخوشایند آید
مبنای مبارزات بی خشونت وجود کمی وجدان و شرف و انسانیت در طرف مقابل ( دشمن ) است وگرنه آیا شما هرگز در مقابل یک شیر درنده دست به مبارزه بی خشونت زده اید ؟
گمان می کنم با این مثال منظور خود را کاملا رسانده باشم. در مقابل دشمنی که بوی از انسانیت نبرده و در جایگاه همان شیر قرار دارد آیا می توان به مبارزات بی خشونت دل بست ؟ دشمنی که در مقبل فریاد الله و اکبر میگیرد و می زند و شکنجه و تجاوز می کند . می کشدو می سوزاند آیا شاخه گل بردن تاثیر دارد ؟
دشمنی که به ملیارد ها دلار پول باد آورده دل بسته و مزدورانی دارد که با دویست هزار تومان در روز به پیر و جوان و کودک رحم نمی کند آیا براستی دست دوستی ما را خواد فشرد و مانند فیلم های سینمایی اسلحه بر زمین گذارده به جمع ما خواهد پیوست ؟
چنین تصاویری امروز فقط بر پرده سینماها نقش می بندند چون در جامعه ای که در آن اخلاق و رحم و انصاف مرده دیگر انسان ها حکومت نمی کنند. در چنین جامعه ای همجنس خوارانی حکومت می کنند که برای مشتی پول انسان می خورند. حیواناتی که بر بالای قلعه های خود سنگر گرفته اند و مردم بی گناه را به رگبار می بندند. در جامعه ای که دیگر شرف و آبرو, کالای بازار کساد اخلاقیات است نباد به رحم دشمن دل بست
نظر من همیشه این بوده که ایرانی جلاد و خون آشام نیست .متاسفانه حوادث اخیر به من نشان داد که در میان ما اعضای سرطان زده ای هستند که هویت خود را تغییر داده از انسان به گرک تبدیل شده اند . هیچ انسان عاقلی با دست خالی بجنگ گرگ نمی رود . دل گرگ ترحم را نمی شناسد و دلیلی برای فرار و عقب نشینی بجز مشت و لگد و سرنیزه و گلوله را درک نمی کند
اینهایی که در زیر نقاب های خود اینجا و آن جا به قتل و تجاوز و آزار و اذیت مردم می پردازند باید خوف و وحشت را در جان خود حس کنند . باید سوراخ را با پرداخت ارقام نجومی برای خود بخرند تا از خشم مردم در امان باشند
باید از راه رفتن حتی در خانه خود احساس امنیت نکنند . باید از سایه خود بترسند و شب ها در گوشه ای از ترس تا سحر بلرزند. این حیوانات سی سال است که ملت را خلع سلاح کرده اند و با اتکا به تکه آهن پاره ای امیال خود را به ملت دیکته می کنند . این ها سال هاست که ملت را به گروگان گرفته اند و این مرز و بوم را مستعمره خود می دانند . خدای جان و مال و ناموس ملت شده اند . از بام تا شام دروغ می گویند و به زور سرنیزه دهان ها را می بندند . در مقابل اینان چه باید گرد ؟
در یک گاوداری گاوها بجز شاخ زدن راه دیگری برای فرار از چاقوی سلاخی ندارند . با موو موو کردن و اعتصاب غذا هرگز کاری از پیش نخواهند برد چون سرنوشت آن ها را قصاب از قبل برنامه ریزی کرده. گاو با شاخ بوجود آمد تا از خود دفاع کند. ما نیز باید از حقوق و جان و مال و ناموس خود دفاع کنیم. آروزی قلبی من هم پایان این فتنه از راه مسالمت آمیز است.. امات به قول معروف آزادی مجانی نیست و بهایی دارد.. آیا ما به اندازه کافی نپرداختیم.. تا کی صبر... تا کی .
.